برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
هر چه بودهِ شده نابود میانِ من و تو
هر چه باشد بده بر باد از آن من و تو
نه تو آنی که بمانی نه من آنم که توانم
با وفایی شده خارج ز توان من و تو
تو همانی که دو رویی شده اسباب دلت
من همانم که بریدست به جانِ من و تو
گر چه هر شب بشود غصه ی دل مهمانم
بهتر از بودن با شکِ نهان من و تو
با دروغ و دغل و حقه و نیرنگ زدن
شده برچیده دگر عشق روان من و تو
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
مونه آواره و هی بی پر و بالت دَ مکن
که بیایم شو وُ رو هی مِنِ مالت د مکن
مونه آواره و سر گشته و دل خین کردی
هر چه بُردی وَ دلُم خَش وُ حلالت دَ مکن
دلِ بردی تو بِی او پیلک سوز لَچَکت
گُل سرخی مِنِ او زلف شلالت دَ مکن
تو که بِی پایل خوت اومده بیدی تِی مو
مِی کَلویی مونه سی چشمل کالت دَ مکن
تو خو رهتی و نموندی دَ دِرو ور نظرم
مونه آواره ی مِن فکر و خیالت دَ مکن
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
دیگر چه فرقی می کند با ناز و یا بی ناز
وقتی که غم باشد برایِ هر دو مان آواز
من آسمانی هستم از هر ابر باران زا
ابری که با هر قطره ای غم می کند ابراز
هر جور می خواندی دلم آن جور می رقصید
ناسازگاری از خودت بود و دلت ناساز
نا آشنا هرگز نمی داند نقاطِ ضعف آدم را
آدم فقط هم می خورد از دستِ یک همراز
روزی تمامِ خاطراتِ جانگدازت را
مانند موهایم من از تَه می تراشم باز
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی
برچسب:
نویسنده: یگانه کاشانی